سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

295

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ديون وتنفيذ وصاياي أو چون تركه أو را تقسيم نمودند ثُمن مال باقيش به چهار زن أو رسيد ومن جمله آن چهار ، يك زن را زيادة بر هشتاد هزار درهم در حصه مىرسيد ، چون أو را در مرض مطلقه نموده بود تمام حصه اش ندادند ، بر هشتاد هزار درهم صلح نمودند ، به أبو ذر حال أو را همين مردم ظرافت طلب بيان كردند ، أو از راه تشدّدى كه در اين امر داشت از بشارت پيغمبر در حق أو غفلت ورزيد ، وحكم به ناري بودنش نمود ، واين معنا صريح خلاف نصّ نبوي شد . كعب اَحبار - كه يكى از علماى أهل كتاب بود ، ودر عهد عمر بن الخطاب به شرف اسلام مشرف شده - با أو گفت كه : اى أبو ذر ! بالاجماع ثابت است كه ملت حنيفيه أسهل الملل وأوسع آنها است ، انفاق كل مال در ملت يهودية كه أضيق الملل وأشد آنها است نيز واجب نيست ، در ملت حنيفيه چه قسم واجب خواهد بود ؟ ! سخن را فهميده گو ، أبو ذر به سبب حدّتى كه در مزاج داشت بر آشفت وگفت : اى يهودي ! تو را به اين مسائل چكار ؟ ! وعصا برداشت تا كعب أحبار را بزند ، كعب أحبار از آنجا بگريخت وأبو ذر دنبال أو گرفت تا آنكه به مجلس عثمان رسيدند ، كعب أحبار در پشت عثمان پناه گرفت ، وأبو ذر ديوانه وار هيچ نيانديشد وعصاى خود را راند ، گويند كه : ضرب عصا به پاى عثمان هم رسيد ، چون عثمان اين حالت مشاهده كرد ، غلامان خود را فرمود تا أبو ذر را از كعب باز دارند كه خيلى بي حواس وبي خود است مبادا أو را بيجا زند وموجب قتل أو گردد ، غلامان عثمان أو را به آهستگى